الشيخ حسين المظاهري

81

جهاد با نفس (فارسى)

هست . اگر كسى بتواند در اين مبارزه پيروز شود و دشمن را اسير ، مهار و تعديل كرده ، مىتواند به هر كجا كه بخواهد برسد و سعادت دنيا و آخرت هم مرهون همين است كه بتواند غرائز خود را تعديل نمايد . البته غرائز را بايد ارضاء كرد نفس را نمىشود كشت ؛ نفس كشى ، رهبانيت عزلت و امثال آن در اسلام « ممنوع » است ، بلكه بايد از آن كار كشيد ( مانند اسب چموش است ، بايد آن را دهه كرد و از آن سوارى گرفت . معنى پيروز شدن هم همين است ، يعنى اسير كردن نفس اماره ، تمايلات و غرايز ) و اگر به عكس شد ، يعنى در اين جنگ مغلوب شديم و يكى از تمايلات توانست بر ما ، يعنى بر آن بعد معنوى ما غلبه كند ، شقاوت دنيا و آخرت معلول اين غلبه است ، اگر يكى از غرايز بر ما پيروز شد و عقل ما را اسير نموده آن را كنترل كرد ، خواه ناخواه عقل ما تابع جنبهء حيوانى ما مىشود و اگر چنين شد به قول قرآن شريف انسان از هر سگ درنده‌اى هم براى خود و هم براى جامعه‌اش درنده‌تر خواهد بود : ( ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لايعقلون » « 1 » اگر طلاق و عموم آيه شريفه را بگيريم معنايش چنين مىشود : انسان هنگامى براى جامعه از ميكرب پست‌تر و براى خود از سرطان بدتر است كه عقل او يعنى آن بعد معنوى او مغلوب شود و

--> ( 1 ) . سورهء انفال - آيه 22 .